یک - نداشتن هدف، برنامه و چشم انداز مشخص/
دو - نداشتن نظم در کارها و زمان/
سه - بی توجهی به قوانین و مقررات/
چهار - خود محوری و اعتقاد نداشتن به مشورت در تصمیم گیری/
پنج - اعتماد نکردن به کارکنان و تقسیم کار/
شش - عدم استفاده از مدیران شایسته به جای افراد نزدیک و تملق گو/
هفت - بی توجهی به موفقیت و پیشرفت های کاری کارکنان/
هشت - دور بودن از کارکنان و اختصاص ندادن وقت خود به آن ها/
نه - جدیت بیش از اندازه در مدیریت و برخورد با کارکنان/
ده - مقاومت در برابر تغییرات/
یازده - امتناع از فراگیری آموزش های جدید برای خود و کارکنان/
دوازده - عدم ثبات در تصمیمات و نپذیرفتن اشتباهات/
سیزده - مقایسه کارکنان بایکدیگر/
چهارده - نداشتن سیستم نظام مند برای استخدام کارکنان در مجموعه/
پانزده - عدم بررسی عملکرد سازمان و ارزش یابی.
اونجا دیوانه های بسیاری بودند, یکی میگفت من چه گوارا هستم ,همه باور می کردند, یکی می گفت من گاندی ام , همه قبول می کردند و...
من گفتم مارادونا هستم
همه خندیدند و گفتند :
هیچکس مارادونا نمیشه!
من خجالت کشیدم که چی به سر خودم آوردم.
دراین دنیاغرور دمارازروزگارآدم درمی آورد ودقیقا گرفتار چیزی می شوی که فکرمی کنی هرگز به دامش نخواهی افتاد
مراقب خودتان باشید؛ برگهاهمیشه موقعی می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند!